سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

61

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را در حالي كه در خانه مردانى چند بودند كه در ميان ايشان عمر بود ، گفت پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) : بياييد تا بنويسم براي شما كتابي را كه هرگز گمراه نشويد بعد از آن ، پس گفت عمر كه : غلبه كرده است بر أو درد ، ونزد شما است قرآن ، بس است ما را كتاب خدا . پس اختلاف كردند آنها كه در آن خانه بودند از زمره صحابه وبا هم خصومت كردند ، بعضي از ايشان كساني بودند كه مىگفتند : نزديك گردانيد أسباب كتابت را تا كه كتابت فرمايد رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) ، وبعضي از ايشان كساني بودند كه مىگفتند آنچه گفته بود عمر ، پس چون بسيار كردند بانگ وخروش واختلاف ، گفت آن حضرت ( صلى الله عليه وآله ) : « برخيزيد ودور شويد از من » . گفت عبيد الله ‹ 370 › - كه راوي حديث است از ابن عباس - : پس بود ابن عباس كه مىگفت كه : به درستى كه مصيبت ، همه مصيبت ، چيزى است كه حائل شد در ميان پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) ودر ميان آنكه بنويسد براي ايشان كتاب ، از اختلاف ايشان وآواز وخروش ايشان . ودر روايت سليمان أحول - كه يكى از ثقات رواة أهل سنت است - واقع است كه گفت ابن عباس كه : روز پنج شنبه ، وچه عظيم است روز پنج شنبه ! اشاره مىكند به آن روز پنج شنبه كه قصه مذكوره در آن واقع شد ، پس تر ( 1 ) گريست بر ياد اين قصه تا اينكه تر كرد أشك وى سنگ ريزه‌ها را كه در آنجا

--> 1 . يعنى : پس از آن .